مجموعة مؤلفين
295
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
همدان بود ، قدرى كاغذ به همدان نوشته ، دادم بردند چاپارخانه . طرف غروب آقا حسين قوم ميرزا محمود آمد . قدرى با حضرات [ صحبت ] نموده شب را « 1 » امروز كه روز جمعه 15 شهر صفر است ، صبح زود برخاسته ، نماز خوانده ، چاى صرف كرده ، قدرى از روز گذشته ، سوار شده ، رفتم خانه جناب فريد الملك به اتفاق رفتيم در قلعه خدمت حضرت اجل ، سالار منصور ، نايب الحكومه كرمانشاهان ، به اتفاق ايشان سوار شديم ، رفتيم طاقبستان ، ميرزا محمود و ميرزا احمد هم آمدند . در اتاق عمارت نشسته ، مشغول صحبت شده ، ناهار را هم آنجا صرف كرديم . بعداز ناهار ، قدرى استراحت نموديم . از خواب برخاسته ، كاهو آوردند ، عصرانه خورديم ، چاى ، قهوه صرف نموديم ، آمديم كنار درياچه آب ، قدرى نشسته ، تماشاى آب نموده ، بسيار هواى خوبى داشت و خوب گذشت تا مغرب ، بعد سوار شده از سينه كش كوه از ميان باغستان به شهر آمده ، يك ساعت و نيم از شب گذشته ، وارد منزل شده ، [ 119 ] قدرى با آقا سيد جواد صحبت كرده ، شام صرف شد . استراحت شد . امروز كه شنبه 16 شهرصفراست ، در كرمانشاهان ، صبح حساب آقا سيد جواد را ميرزا محمود نوشت ، قدرى صحبت متفرقه نموده تا قرب « 2 » به ناهار ، بعضى از دوستان آمده ملاقاتى نموده ، ناهار آوردند ، قدرى خلقم تنگ شد از بابت بدى خورشت ، بعداز ناهار استراحتى كردم ، از خواب برخاسته ، درب حصار قدرى گردش نموده ، حساب علاف [ و ] بقال را نموده ، برات يك صد تومان از همدان آمده بود ، فرستادم وجه را آوردند . پسر مرحوم آقا عبدالرسول كازرانى آورد ، داد . آقا حسين ، خويش ميرزا محمود آمده ، قدرى صحبت متفرقه شد . طرف غروب ، آقا عبدالكريم و آقا ميرزا اسحق و آقا حسين اقوام ميرزا محمود ديدن آمده بودند ، تا سه ساعتى شب مشغول صحبت متفرقه بوده ، ايشان رفتند ، شام صرف شد .
--> ( 1 ) . جمله افتادگى دارد . ( 2 ) . اصل : غرب درهمه موارد